آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

قندعسل مامان

از مهربونیات میگم

1391/9/28 1:54
نویسنده : مامان قندعسل
651 بازدید
اشتراک گذاری

قربون این همه ناز و ادای تو بشم من، اینقدر با ناز حرف میزنی و مهربونی که بعضی وقتا حسابی توی بغلم له میشینیشخند. وقتی با یه عالمه ناز میگی مامان جوووون دلم ضعف میره. وقتی کوچکترین زخمی که روی دستمه را با ناراحتی نشون میدی و همراه با گریه ی الکی میگی مامان و بوسش میکنی از خوشحالی اشک توی چشمام جمع میشه.

 جمعه باباجون از سفر برگشتند و تو همین که باباجونو دیدی پریدی بغلشون و هیچ کسی اجازه نداشت به شما نزدیک بشه،حتی اگه مامان جون که عاشقشی نگاهت میکردند اعتراض میکردی.میخواستی بعد از یک هفته یه دل سیر باباجونتو بیبینی.خوشحالم که اطرافیانتو به خاطر خودشون دوست داری،نه به خاطر هدیه و چیزایی که بهت میدن.

خیلی با سخاوتی و  هر موقع خوراکی داشته باشی و یه بجه ای اونجا باشه حتما به اونم خوراکی میدی.توی خونه هم هرچی میخوری حتما به من و بابا هم با اون دستای کوچولوت میدی.

 

یه سری حرفا هم باید به پست قبل اضافه میشد که اینجا مینویسم. گفته بوم که توی کلماتت از حرف د زیاد استفاده میکنی.

قاشق:دادوق   چنگال:دندال   چاقو:دادوو   اتاق:دداق

آخر بعضی کلمه ها هم او میشه.

آتش:آتووو   اتوبوس:آتوو   به جفتش یه چیز میگی ولی خوب با توجه به موقعیت متوجه منظورت میشم.

9آذر هم دهمین سالگرد مامان بزرگ مهربونت بود که من و شما فقط خوبیشونو از بقیه شنیدیم ، روحشون شاد.

                    

دیروز برای اولین بار دو نفری نهار رفتیم پارک به این امید که به بهونه کلاغها غذا بخوری ولی میخواستی همه را بدی کلاغه بخوره،به همین علت و همچنین سردی هوا زود برگشتیم خونه. 

خداروشکر که چنین پسر عاقلی دارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

مامان امیر حسین
28 آذر 91 14:00
سلام خاله عزیز دلم چه قشنگ جوجه کباب میخورینوش جونت باشه مهربون.گوشت بشه به تنت عزیز دلممامان قند عسل از طرف من یه ماچ آبدار بکنش


خاله جون فقط ژست خوردن گرفتم،هیچی نخوردم
زهرا مامان امير علي (شيرين گندمگ )
28 آذر 91 18:36
قربونت بره خاله . افرين گل پسري تو فقط غذا بخور با هر كسي دوست داري تقسيم كن


مامان زهرا دختر دوست داشتنی
29 آذر 91 12:14
1.خدا این گل پسر مهربونت را حفظ کنه
2.روحشون شاد
3.وای چی غذای خوشمزه ای ...کاشکی من کلاغ اون پارک بودم


ممنون مرضیه جون.انشاله زودتر بیای ایران از این غذاها بخوری.
خاله هدی یاسمین زهرا و محمد کوچول
2 دی 91 9:40
میدونستی از نگاهت دقیقا میشه حرفای مامان مهربونت رو تایید کرد؟ کاملا معلومه که نی نی مهربون و با محبتی هستی


لطف داری خاله هدی جون
مامان محمدرهام جون
2 دی 91 10:54
قربون مهربونی وسخاوتت خوشگل خاله-روح مامانبزرگتم شاد باشه


ممنون عزیزم*: